سعد و نحسِ روزها
![]()
«شنیدی مردم امروز طلا میخریدند و پاساژ طلا خیلی شلوغ بوده؟»
«نه. چرا؟»
«توی اینستا چو انداختن که اگر کسی روز 13 صَفَر مقداری طلا به هر نیتی بخرد، تا سال بعد آرزویش برآورده میشود. مثلا اگر انگشتر یا حلقه بخرد، ازدواج میکند. پستانک بخرد، بچهدار میشود. جاسوئیچی بخرد، ماشیندار، جاکلیدی، خانهدار و به همین ترتیب.»
انگشت حیرت به دندان گرفتم. در بیش از نیم قرن عمری که از خدا گرفتهام، چنین چیزی نشنیده بودم. چطور ممکن است مردم این قدر به افسانه و خبرپراکنیها اهمیت بدهند و هر روز سرشان به شایعهای گرم شود؟ چرا به جای کار و تلاش، به نیروهای غیرطبیعی روی میآورند؟ چرا جیب سخنپراکنها را پُر و مغزشان را خالی میکنند؟ پس کی قرار است به آگاهی برسیم؟
به کانال تلگرامی که سر زدم در خبرها دیدم که بله؛ امروز بازار طلای شهر شلوغترین روز خودش را داشته! و طلافروشی سمت نیاوران، غلغله بوده. ملت صف کشیده بودند که اینروز طلا بخرند تا ثروتمند شوند. حتی نائب رئیس طلا و جواهر گفته بود تا به حال چنین چیزی سابقه نداشته. مردم در ماه صفر طلا نمیخریدند و دست نگه میداشتند. امسال به علت استقبال و درخواستِ زیاد، قیمت طلا هم افزایش یافته است...
برای روشن شدن این که چرا در ميان مردم متداول است كه بعضى از روزها را خوشیُمن و مبارك، و بعضى را بدیُمن و نامبارک مىشمرند، سراغ قرآن و تفسیر آیه 19 سورهی قمر رفتم:
«انا ارسلنا علیهم ریحا صرصرا فی یومنحس مستمر»
نحس بودنِ روز و يا مقدارى از زمان به اين معنا است كه در آن زمان، غير از شر و بدى، حادثهاى رخ ندهد و همه یا دستِکم بعضی از کارها، نتيجهی خوبى نداشته باشد و شگون داشتنِ روز، درست بر خلاف اين است.
صاحبِ المیزان و تفسیر نمونه معتقدند که، برای زمان، نمیتوان سعادت یا نحسی قائل شد. چون اجزای زمان مثل هم و یک چیز هستند و فرقى ميان اين روز و آن روز نيست، که يكى را خجسته و ديگرى را گجسته بدانيم.
البته سعد و نحس روزها، محالِ عقلی نیست. هر چند، راهی برای ثابت یا رد کردنِ آن وجود ندارد. یعنی ممکن است یک روزِ بخصوص، فرخنده یا نافرخنده باشد؛ ولی از نظر عقل ثابت نشده است.
در روايات زیادى خوشیُمن یا بدشگون بودن روزها را مربوط به رویدادهایی دانستهاند که در آن روزِ خاص اتفاق افتاده است. مثلا گفته شده؛ چون در چهارشنبه آخر ماه، هابیل توسط قابیل کشته شده یا در چنین روزی قومِ عاد دچارِ تندباد شدهاند، این روز نحس است. در اصل واقعهای که در این روز رخ داده نحس است، نه خودِ روز.
یا مبارک بودنِ شبِ قدر به خاطرِ نزولِ قرآن هست، نه اینکه خودِ شب، مبارک باشد.
پس زمان به خودیخود، مبارک یا نامبارک نیست.
بعضى اینقدر پایبند به مسالهی خوب و بدِ روزها هستند که دچار زیادهروی یا کوتاهی میشوند. مثلا قبل از انجام کارهای مهم، وقت و ساعت میپرسند و طبق آن عمل میکنند و از بسیاری از فعالیتها باز میمانند یا به وقتی دیگر میاندازند و چه فرصتهای نابی را که از دست میدهند.
چون به دلشان میافتد که فلان روز شوم یا مبارک است و به خود تلقین میکنند که فلان اتفاق میافتد.
عجیبتر این است که خیلی وقتها، آنچه كه انتظارش دارند، برایشان پيش مىآيد؛ چه خير و چه شر.
چيزى كه هست فالِ بد زدن و بد به دل راه دادن، موثرتر از فالِ خير زدن است؛ یعنی اتفاق بدی که منتظرش هستند و به خاطرش میترسند، بیشتر رخ میدهد.
اینان آن قدر در عقیدهی خود پابرجا هستند که بهجاى بررسى عواملِ شكست و پيروزى خود و ديگران و استفاده از اين تجربياتِ گرانبها، علتِ همهی شكستها را گردنِ شومى روزها مىاندازند. همانگونه كه رمز پيروزىها را در نيكى روزها جستجو مىكنند! و بدینگونه از حقیتِ زندگی فرار میکنند. به خرافات گرایش مییابند و با توجه به شایعات، عمل میکنند.
امام هادی (ع) به یکی از یارانش فرمود: "روزها چه گناهی دارند که شما هر وقت به کیفر اعمالتان میرسید، آن ناراحتی را گردن روز میاندازید و آن روز را شوم میخوانید؟..."
در قضیهی خرید طلا هم یا دستِ سودجویان در کار بوده؛ یا این اتفاق برای یک یا چند نفر افتاده که در چنین روزی با نیت رسیدن به خواستهای، طلا خریده و به آرزویش رسیده است. برای این روز ویژگی حاجتروایی قائل شده و به همه تعمیم داده و تنورِ بازارِ طلافروشان را که از رونق افتاده بود، با شایعهپراکنی گرم کردهاند. الله اعلم
*برای کسب اطلاعات بیشتر رجوع کنید به :
۱.ترجمه تفسير الميزان، ج19، ص: 116،
۲.تفسير نمونه، ج23، ص: 46
۳.آشنایی با قرآن، مرتضی مطهری، ج 5 ، ص 211.
#یادداشت_روزانه