اهمیت نوشتن
با نوشتن، فکر را به واژه تبدیل میکنم. روی صفحه به نمایش درمیآورم و گاهی در معرضِ دیدِ دیگران قرار میدهم. فکرهایی که روز و شبم را در نوردیده و خواب را از چشمانم ربوده.
به مددِ قلم و کاغذ، میتوانم از خیر و شّرِشان راحت شوم. شاید روی کاغذ، درمانگر شوند.
نوشتههایم، قصه نيست. شعر نيست. قطعه نيست. مقاله، گزارش و خاطره هم نيست... ولی چون مدتی در پيچوخمِ كوچهپسكوچههای ذهنم با قصههای کتابهای ديگران دمخور بودهاند، کمی رنگوبوی قصه به خود گرفتهاند.
اينها در واقع همان حرفهای دلی هستند كه در گوشهکنارِ ذهنم گرد و خاك میخورند. نشخوارها و ناگفتههایی كه بر دلم سنگينی میکنند و تا آنها را با كسی در ميان نگذارم، دلم سبک نمیشود.
نباید اين حرفها را به جُرم اينكه نه شعر هستند نه قصه، در هزار توی ذهن قایم كرد تا غبار خاموشی و فراموشی روي آنها بنشيند یا جایی سرباز کند و دودمان آدم را باد دهد.
باید گردوخاکشان را زدود و دست به خودافشایی زد.
مگر هر حرفی بايد در قالبِ شعر و قصه بگنجد تا بشود آن را بيان كرد؟
#یادداشت_روزانه